السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
139
سيره معصومان ( فارسي )
به يارانش فرمود : او را رها كنيد . او هم چنان كه نابينا است ، كوردل نيز هست . برخى از بنى حارثه بر سعد خشم گرفتند و اسيد بن حضير جواب آنها را داد . رسول خدا ( ص ) آنها را از مشاجره منع كرد و آنها ساكت شدند . رسول خدا ( ص ) حركت كرد و در اين حال بود كه ناگهان اسب ابو بردة بن نيار دمش را حركت داد كه به قلاب شمشير ابو برده گير كرد و شمشير او بيرون كشيده شد . پيغمبر با ديدن اين صحنه فرمود : اى شمشير ! شمشيرت را در نيام فرو بر كه خيال مىكنم شمشيرها به زودى از نيام برون مىآيند و بسيار هم كشيده خواهند شد ! پيامبر ( ص ) فال خير زدن را دوست مىداشت و فال بد زدن را ناخوش مىانگاشت . پيامبر ( ص ) از شيخان كه به راه افتاد ، فقط يك زره در تن داشت و چون به احد رسيد زره ديگرى پوشيد و مغفر بر سر نهاد و بالاى مغفر هم كلاهخود بر سر گذاشت . چون آن حضرت از شيخان به راه افتاد ، مشركان صفوف خود را آراستند و جايگيرى كردند . رسول خدا ( ص ) احد را پشت سر و مدينه را پيش رو قرار داد ، مشركان پيش آمدند و مدينه را پشت سر خود قرار دادند و احد را روياروى خويش گرفتند و صفوف خود را آراستند . خالد بن وليد را بر ميمنه ( جناح راست ) سپاه و عكرمة بن ابى جهل را بر ميسره ( جناح چپ ) سپاه خويش گماردند . آنها دويست اسب يدك داشتند . صد اسب در جناح راست و صد اسب در جناح چپ . صفوان بن اميه را فرماندهء سواران قرار دادند . برخى نيز گويند فرماندهى سواران را عمرو بن عاص بر عهده داشت . عبد اللّه بن ابى ربيعه نيز فرماندهء تيراندازان كه شمارشان يكصد نفر بود ، گرديد . آنها لوا را به دست طلحة بن ابى طلحه سپردند . نام ابى طلحه عثمان بود از قبيلهء بنى عبد الدار . زيرا لواى قريش را در روزگار جاهليت فقط آنها بر دست داشتند . ابو سفيان فرياد زد : اى فرزندان عبد الدار ! مىدانيم كه شما براى گرفتن لوا از ما سزاوارتريد . آن چه در روز بدر به ما رسيد به خاطر سرنگونى لوا بود و مسلمانان هم به خاطر لواى خويش بدانچه روى داد ، دست يافتند . پس لواى خويش را خوب محافظت كنيد يا اين كه ما را با محمد واگذاريد . ابو سفيان با اين سخنان درصدد برانگيختن بنى عبد الدار به جنگ بود . بنى عبد الدار از سخنان ابو سفيان خشمگين شده گفتند : مگر ما لواى خويش را تسليم مىكنيم ؟ ! هرگز چنين مباد ! ابو سفيان گفت : آيا لواى ديگرى هم قرار دهيم ؟ گفتند : آرى . ولى آن را هم بايد كسى از بنى عبد الدار حمل كند نه كس ديگرى . رسول خدا ( ص ) صفوف ياران خود را آراست و ميمنه و ميسره را تعيين فرمود . آن حضرت پياده راه مىرفت و صفها را مرتب مىكرد و مواضع يارانش را براى جنگ آماده مىساخت و مىفرمود : فلانى جلو بيا و فلانى عقب برو . اگر مىديد شانهاى از صف جلوتر آمده ، او را عقب مىبرد . صفها را چنان راست و مستقيم مىآراست كه انگار چون تير راست بودند .